تبلیغات
آوای دیلمده (رضا -طاهری) - کندیمیزین گوزل داغلاری
کندیمیزین گوزل داغلاری



قلاجیق





ساری داش







جبه لر


سجه نبی
در روستا می توان طبیعی بود

از پاکی زندگی روستا گفت ،

گفتم همیشه ، صفای زندگی روستایی ،

برایم سرود صداقت را داشته ،

و بوی نان تازه ،

نشانی از عطر محبت ،

در دستان سخاوتی بی منّت






واژها ،

صاف و بی آلایش.

دلها پاک ،

با عطشی از نیایش .

در روستا می توان طبیعی بود ،

مثل آب وآئینه صمیمی بود.





ومن در رویایی سبز ،

در پی سفری در تنهایی و غربت ،

از بلندای کوه ،

خسته و آرام ،

فرو آمدن برآغوش روستای دامنه را تجربه کرده ام ،

و در دامن گرمش ، به خوایی شیرین فرو رفتن را ،



و در کشاکش خواب و بیداری ،

چشم گشوده دیده ام ،

بر بالینم نشسته خوشخو نگاری ،

همان آشنای خلوت کوه ،

که به لحظاتی شیرین ،

می خواند که بر خیز و ببین ،

که چه عصر دل انگیزیست !

بیا بر قله کوه برویم ،

آنجا می توان

غروب قشنگ روستا را نگریست .




و من ،

مجذوب این لهجه ی صاف از پاکی و صداقت ،

با او به راه افتاده ام ،

به قله رفته ام ،

و در پی نگاه عمیق مشترک ما به غروب ،

صدای نی چوپان ،

آمیخته با نوای زنگوله بر گردن گوسفندان،

در حرکت موزونشان به سوی روستائیان ،

نواخته موسیقی متنی عارفانه ،

آماده برای سر دادن سرودی عاشقانه ،

و نگاه ما به هم تا به این نوا

چه آواز سازیم ؟




................

و آنکه تجلی ربوبیت خدایش ،

در سیر کودکی تا شبابش ،

را ، اینگونه ، مأنوس آب و هوای روستا بوده باشد ،

خو کرده است با آب و هوای فطرت ،

پس با آلودگی بیگانه است .





زیرا ،

در روستا می توان طبیعی بود

مثل آب و آئیینه صمیمی بود





اردیبهشت 82 فرشته
 


تاریخ : 1393/01/15 | 04:38 | نویسنده : رضا طاهری | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.